فریاد بی صدا
نوشته شده در تاريخ 28 دی 1390برچسب:عشق پاک, توسط حسین |

 

 

روزی که شهر من را ترک کردی من تنها ز هجرت اشک ریختم.

  تو تنها مرحمی بودی برای قلب رنجورم ...ولی افسوس سبکبال

 و خیال انگیز رو به سوی آشیانت کردی/تو کم کم دور گشتی زخانه

 ومن هم زخم دل را با نگاهت التیام دادم کز فروغت جمله ای آمد پدید

 ( فراموشت نخواهم کرد ) ) به یاد عشق پاکت گریه خواهم  کرد /

تو روزی شهرمن را ترک کردی و رفتی و من در میان پرنیان خاطرات

 خود  به یاد عشق پاک تو به نرمی گریه ها کردم /.ودر عمق افق فریاد 

 سر دادم . ......... که ای عاشقترین عاشق: سکوت سنگفرش جاده

 را تو یک زمان بشکن و در امواج رویاهای رنگارنگ مرا یکدم به یاد آور

 به یاد آور که در تکرار معصوم  نفسهایت  نیازی  خسته  می جوشید

و در اعماق چشمان بلورینت کسی  را جستو  جو کن  که تمام هستی اش را آرزو می کرد.

به یاد عشق پاک تو به نرمی گریه خواهم کرد.

 

به یاد تک ستاره آسمان وجودم(افسانه شبهای زندگیم)

             

 



.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.